|
|
کلمه زندگی |
|
|
از هر کلمه زندگی می توان خیلی کلمات دیگر که معنای زندگی را می دهند
نوشت مثلاْ : ز=زنده ماندن ن=نفس کشیدن د=دروغ نگفتن گ=گذشت دادن ی=یاد خدا شما هم می تونین از هر حرف این کلمه چند کلمه بگید
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 17:5 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
تنها.تنها.تنها.تنها.تنها.تنها....................... |
|
|
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 16:48 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
چرا نموندی |
|
|
اونی که مدعی بود عاشقته تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت بی خبر رفت بی خبر رفتو تو این بی راهها رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت واسه من همین خیالتم بسه بذار جاده ها اشتباه برن ما که دستمون به هم نمی رسه با حریر پیله های کاغذی جاده ها رو برام ابریشم نکن من به پروانه شدن نمی رسم حرمت فاصله مون کم نکن |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 19:6 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 20:13 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
معنای زندگی... |
|
|
لحطاتی هســت که در آن ها ، زندگـــی به ظاهـر بی اهمیت ، و در
هــمان زمـــان سرشــار از هزاران معنا می نـــماید قلب ما همه جا
هست ، در ساحل رود می نشینیـم و از آبهای ژرف آن می نوشـیم.
می فهمــیم که آب نـیز تشنه است ، و او نیز ما را می نوشد ، در آن
دم با کیهان یگانه می شویم بارها گفـته ام: خداوند پشـت هزار پرده
نور است. ایـنک می گویـم: با گـذر از یکـی از این پـرده ها ، جهـان پایان می گیرد
و خداوند نزدیک تر می شود. نویسنده: جبران خلیل جبران |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 20:38 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
نامه های عاشقانه یک پیامبر |
|
|
برای زیستن ، شهامت لازم است. یک دانه نترکیده، دارای همان ویژگی
هایی است که جوانه به هنگام شکستن پوسته اش دارد. با این وجود،
آنها آنی که پوسته اش را می شکند، مـی تواند خود را به درون ماجرای
زندگی پرتاپ کند. این ماجرا، جسارتی یگانه را می طلــبد کشف آن که انسـان نمی تواند
با تجـربه های دیگـران بزند، و میـل آن دل به دریا بســپارد. برای آن که
پیشاپیـــش بـداند چـه روی خواهـد داد، نمـی تواند دیدگــان دیـگری و
گوش های دیگری را وام بگیرد. هر موجودی با دیگری متفاوت است. نویسنده: جبران خلیل جبران |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 20:12 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
دوستان در مورد این حدیث یک کم فکر کنید خیلی عظیمه.... |
|
|
وقتی خدا برای بنده ای نیکی بخواهد، حاجتهای مردم را در دست او قرار
می دهد.( پیامبر(ص) ) |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 20:9 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم نوشت امون بده |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 13:33 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 18:17 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
با که بگویم... |
|
|
جرأت نمی کنم که بگویم دلم پر است ، اینجا برای زمزمه چاهی نمانده است ، حتی برای گریه پناهی نــمانده است ، دیگر کســی به فکر گل رازیانه نیست ، در هیچ دفتـری غـزل عاشـقانه نیست ، یادش بخیر کوچه نارنج و باغ سیب ، یادش بخیر یال شلال و زلال رود ، وقتی کویر وسعت جغرافیا نبود ، چشـمان کال عشق همان ساده غـیب در غربت سیاهی این جاده های سرد ، دیگر نمی شود به کسی اعتماد کرد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 17:30 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
زندگی سخته... |
|
|
زندگی سخته ، آره سخته ، اما خوب باید شکست و دم نزد ، باید از زخم صبوری سر کشید ، بر شراب سرخ کینه لب نزد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 17:17 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
زندگی... |
|
|
محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به غصه دادن و پژمردن نیست اضطراب هوس دیدن و نادیدن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی کوشش و راهی شدن است زندگی جنبش و جاری شدن است از تماشگر آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 17:14 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
حدیث قدسی... |
|
|
بندگان من ! شش چیز از شما است و شش چیز از من : توبـه از شــما آمرزش از من ، طاعت از شما بهشت از من ، شکر از شما روزی از من ، رضا از شما قضا از من ، صبر از شما بلا از من ، دعا از شما اجابت از من. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 12:41 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
سخنی از ناپلئون |
|
|
یک مرد هنگامی که شکست می خورد از پا در نمی آید هنگامی از پا در می آید که دســـت از مبارزه می کشد |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 12:13 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
اینم یه جور شعر تنهایه |
|
|
وقتی تو شب گم میشدم ستاره شب شکن نبود |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 20:58 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
شعری از داریوش |
|
|
طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است نه در زمین نه در زمان جای درنگ است هر کسی هم نفسم شد دست اخر قفسم شد من ساده به خیالم که همه کارو کسم شد اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزید پشت پلک مهربونی خواب یک توطئه میدید رسیدام به ناکجا حدیث تن نیست مرا طاقت من نیست (نوشته پوریا و حمید) |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 20:55 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
تنها |
|
|
تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست |
||
|
2
نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 16:36 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
تنهایی در زندگی... |
|
|
در زندگی برای همه است لحظاتی را كه احساس آزردگی و تنهايی داريم... اما به راستی بر اين باورم كه در اين لحظات وقتی احساس سرگشتگی داريم و میپنداريم دورا دورمان خالی شده لحظات اتصال به روييدن است در اين لحظات است كه میكوشيم برای دوباره يافتن امنيتی كه زمانی میداشتهايم اما بی آنكه خود اراده كرده باشيم روی میآوريم به جهتی ديگر و جانبی ديگر با شناختی تازه و نوبا بيداریيی تازه گويی چنان است كه بايد به قلمرو رنج گام نهاد و اين نبرد برای روييدن و باليدن است و رسيدن به قلههای تازه |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 20:8 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
|
|
|
توی این سایت برین دوستان حتماً از عکس های جالب این سایت خوشتنون می آید.(عکس های مینیاتوری |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 20:9 توسط ملیحه
|
|
||
|
|
سخنان آموزنده |
|
|
هيچ چيز برای ساخت آينده به اندازه داشتن روياي آن موثر نخواهد بود. (ویکتورهوگو) زندگی پیازی است که انسان درحال اشک ریختن پوستش را می کند. (یک ضرب المثل فرانسوی) |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 12:20 توسط ملیحه
|
|
||