کلمه زندگی
نوشت مثلاْ :
ز=زنده ماندن ن=نفس کشیدن د=دروغ نگفتن گ=گذشت دادن ی=یاد خدا
شما هم می تونین از هر حرف این کلمه چند کلمه بگید![]()
نوشت مثلاْ :
ز=زنده ماندن ن=نفس کشیدن د=دروغ نگفتن گ=گذشت دادن ی=یاد خدا
شما هم می تونین از هر حرف این کلمه چند کلمه بگید![]()

اونی که مدعی بود عاشقته
تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت
بی خبر رفت بی خبر رفتو تو این بی راهها
رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت
واسه من همین خیالتم بسه
بذار جاده ها اشتباه برن ما که دستمون به هم نمی رسه
با حریر پیله های کاغذی جاده ها رو برام ابریشم نکن
من به پروانه شدن نمی رسم حرمت فاصله مون کم نکن
لحطاتی هســت که در آن ها ، زندگـــی به ظاهـر بی اهمیت ، و در
هــمان زمـــان سرشــار از هزاران معنا می نـــماید قلب ما همه جا
هست ، در ساحل رود می نشینیـم و از آبهای ژرف آن می نوشـیم.
می فهمــیم که آب نـیز تشنه است ، و او نیز ما را می نوشد ، در آن
دم با کیهان یگانه می شویم بارها گفـته ام: خداوند پشـت هزار پرده
نور است.
ایـنک می گویـم: با گـذر از یکـی از این پـرده ها ، جهـان پایان می گیرد
و خداوند نزدیک تر می شود.
نویسنده: جبران خلیل جبران
برای زیستن ، شهامت لازم است. یک دانه نترکیده، دارای همان ویژگی
هایی است که جوانه به هنگام شکستن پوسته اش دارد. با این وجود،
آنها آنی که پوسته اش را می شکند، مـی تواند خود را به درون ماجرای
زندگی پرتاپ کند.
این ماجرا، جسارتی یگانه را می طلــبد کشف آن که انسـان نمی تواند
با تجـربه های دیگـران بزند، و میـل آن دل به دریا بســپارد. برای آن که
پیشاپیـــش بـداند چـه روی خواهـد داد، نمـی تواند دیدگــان دیـگری و
گوش های دیگری را وام بگیرد. هر موجودی با دیگری متفاوت است.
نویسنده: جبران خلیل جبران
وقتی خدا برای بنده ای نیکی بخواهد، حاجتهای مردم را در دست او قرار
می دهد.( پیامبر(ص) )
دلم نوشت امون بده
اگر چه زشت امون بده
بذار بيام جهنمم ميشه بهشت
امون بده
امون بده امون بده فقط يه بار
اين لحظرم دووم بيار
گناه نميشه مهلتي
به من بدي بزرگوار
بزرگوار امون بده
فقط يه بار امون بده امون بده
امون بده امون بده
بالي تا آسمون بده
من اون بالا رو اوج
بي دروغ نشون بده
نگو تو كو خونه كو
گل پراي پونه كو
نگو سوختيم من و تو
اون كه مي سوزونه كو
نگو بسه به اها
فرصت ماه و نگاه
براي يكي شدن
دستاتو بده به من
جرأت نمی کنم که بگویم دلم پر است ، اینجا برای زمزمه چاهی نمانده
است ، حتی برای گریه پناهی نــمانده است ، دیگر کســی به فکر گل
رازیانه نیست ، در هیچ دفتـری غـزل عاشـقانه نیست ، یادش بخیر کوچه
نارنج و باغ سیب ، یادش بخیر یال شلال و زلال رود ، وقتی کویر وسعت
جغرافیا نبود ، چشـمان کال عشق همان ساده غـیب در غربت سیاهی
این جاده های سرد ، دیگر نمی شود به کسی اعتماد کرد.
زندگی سخته ، آره سخته ، اما خوب باید شکست و دم نزد ، باید از زخم
صبوری سر کشید ، بر شراب سرخ کینه لب نزد.
زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به غصه دادن و پژمردن نیست
اضطراب هوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی کوشش و راهی شدن است
زندگی جنبش و جاری شدن است
از تماشگر آغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند![]()
بندگان من ! شش چیز از شما است و شش چیز از من : توبـه از شــما
آمرزش از من ، طاعت از شما بهشت از من ، شکر از شما روزی از من ،
رضا از شما قضا از من ، صبر از شما بلا از من ، دعا از شما اجابت از من.
یک مرد هنگامی که شکست می خورد از پا در نمی آید
هنگامی از پا در می آید که دســـت از مبارزه می کشد
وقتی تو شب گم میشدم ستاره شب شکن نبود
میـون ایـن شــب زده هـا کسـی به فـکر من نبود
"مگر خواب عجل شیرین کند افسانه ما را "
رسیدام به ناکجا حدیث تن نیست مرا طاقت من نیست
(نوشته پوریا و حمید)
تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست
در زندگی برای همه است
لحظاتی را كه احساس آزردگی و تنهايی داريم...
اما به راستی بر اين باورم كه در اين لحظات
وقتی احساس سرگشتگی داريم
و میپنداريم دورا دورمان خالی شده
لحظات اتصال به روييدن است
در اين لحظات است كه میكوشيم برای دوباره يافتن
امنيتی كه زمانی میداشتهايم
اما بی آنكه خود اراده كرده باشيم
روی میآوريم به جهتی ديگر و جانبی ديگر
با شناختی تازه و نوبا بيداریيی تازه
گويی چنان است كه
بايد به قلمرو رنج گام نهاد و اين نبرد
برای روييدن و باليدن است
و رسيدن به قلههای تازه![]()
توی این سایت برین دوستان حتماً از عکس های جالب این سایت خوشتنون می آید.(عکس های مینیاتوری
)
هيچ چيز برای ساخت آينده به اندازه داشتن روياي آن موثر نخواهد بود. (ویکتورهوگو)