با که بگویم...
جرأت نمی کنم که بگویم دلم پر است ، اینجا برای زمزمه چاهی نمانده
است ، حتی برای گریه پناهی نــمانده است ، دیگر کســی به فکر گل
رازیانه نیست ، در هیچ دفتـری غـزل عاشـقانه نیست ، یادش بخیر کوچه
نارنج و باغ سیب ، یادش بخیر یال شلال و زلال رود ، وقتی کویر وسعت
جغرافیا نبود ، چشـمان کال عشق همان ساده غـیب در غربت سیاهی
این جاده های سرد ، دیگر نمی شود به کسی اعتماد کرد.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 17:30  توسط ملیحه
|
